تبليغاتX

معرفت سوم: دین، فرهنگ،رسانه در آخرالزمان
وب نوشته های علی اصغر سلطانی هروی

موج بیداری اسلامی، انقلاب‌ها وخیزش‌‌های جوامع عربی علیه حاکمان ظلم و جور، که سالیانی چند با دسیسه و نیرنگ، بر جوامع اسلامی عربی حکومت ‌نموده‌اند، و سرنگونی یکی پس از دیگری آنها، حاصل وحدت و انسجام و هوشیاری امت اسلامی در برابر فتنه‌ها و دسیسه‌های مستکبرین می‌باشد.
از آنجا که با این قیام‌ها و انقلاب‌ها که به یقین از جمله‌ی پیامدها و پس لرزه‌های انقلاب اسلامی ایران می‌باشد، منافع سلطه‌گران و مستکبران جهانی را با خطر مواجه نموده‌است، لذا تمام سعی و تلاش خویش را، در جهت جلوگیری و یا مدیریت آن، می‌نمایند. که در این میان با روش‌های مختلف و دسیسه‌های شیطانی متعدد، سعی در ایجاد تفرقه و درگیری‌های قومی و مذهبی، برای رسیدن به اهداف شیطانی خویش نموده‌اند.

فتنه رسانه‌ای در بیداری اسلامی

 حملات دشمنان اسلام در چند سال اخیر، بصورت غیرمستقیم و در قالب جنگ نرم رسانه‌ای، طراحی و اجرا می‌شود، که برای رسیدن به اهداف شوم خویش، عمدتاً از طریق عده‌ای ساده اندیش و گاهاً منافق، اما مسلمان‌نما، پروژه‌‌های شیطانی خویش را طرح و اجرا می‌کنند.
از جمله این پروژه‌های عظیم، می‌توان به سریال الاسباط که در ماه مبارک رمضان ۱۴۳۲ قمری، از شبکه‌های عربی، در کشورهای مختلف خاورمیانه و همچنین بعضی از شبکه‌های ماهواره‌ای پخش شد، اشاره نمود. پخش این سریال، همراه با نقد و انتقادها، و تحریم و تکریم‌هایی از سوی علماء، اندیشمندان و نهادهای متعدد و مختلف در کشورهای اسلامی، روبرو شد. سریالی که به اعتقاد اکثر صاحب‌نظران و اندیشمندان اسلامی، نه تنها امکان افروختن آتش تفرقه و فتنه میان مسلمانان را به دنبال خواهد داشت، بلکه تأثیر منفی بر جریان بیداری اسلامی، و اثرات و نتایج آن، خواهد گذاشت.
در این سریال، با توجه به اینکه، فیلمنامه آن عمدتاً از منابعی محدود و بعضاً غیرمعتبر، نوشته شده است، حقایق مسلم تاریخی به روشنی، تحریف شده است و از سوی دیگر، تاریخ مکتب حقه و نورانی شیعه را مورد توهین قرار داده است و ضمن مرتبط دانستن شیعه با یهودیت، اساس مکتب شیعه را درگیری و اختلاف و ایجاد تفرقه بین امت اسلامی، دانسته است.
نقد و بررسی این سریال، از آن جهت، اهمیت و ضرورت پیدا میکند که، اولاً موضوع آن زندگی بزرگترین صحابه اسلام و شخصیت‌های کلیدی صدر اسلام، بویژه حضرت امام حسن و امام حسین(علیهماالسلام)، امیرالمؤمنین علی(علیه‌السلام) و سایر صحابه، و کیفیت تعامل، ارتباطات و اختلافات آنان را به تصویر کشیده و در ثانی این فیلم در موقعیتی به نمایش درآمده که، کشورهای اسلامی عربی برای رسیدن به حقوق انسانی و اسلامی خویش و در جهت سقوط نظام‌های دیکتاتوری و مرتبط با غرب، به قیام و مبارزه برخاسته‌اند. در این موقعیت حساس، هر گونه فتنه و دسیسه‌ از سوی دشمنان اسلام می‌تواند ضربه‌ای غیرقابل جبران بر پیکره امت اسلامی وارد نماید و تأثیر مستقیم بر نتایج حرکت‌های انقلابی آن خواهد گذاشت.
ما در این نوشتار کوتاه، ضمن معرفی اجمالی سریال و عوامل آن، گزارشی کلی از داستان فیلم، همراه با نگاهی انتقادگونه، ارائه می‌دهیم. قابل تذکر است که، نقد ساختاری و فنی این سریال مجالی دیگر را می‌طلبد. اما آنچه در این مجال برای ما مهم است، نقد سریال از جهت محتوایی آن است، تا خواننده را با پیام‌ها و اهداف پیدا و پنهان آن، آشنا سازیم.

+ نوشته شده در  2011/10/13ساعت 17:40  توسط علی اصغر سلطانی هروي  | 

افغانستان در طی چند دهه اخیر، به جهت قرار گرفتن در دایره منازعات و تخاصمات داخلی و بین‌المللی، بطور کلی همه چیز خود را از دست داده و تمامی ساختارهای سیاسی، نظامی، اقتصادی، اجتماعی، آموزشی آن، از هم پاشیده است. مردم رنج دیده آن در مناطق مختلف جهان آواره و بیچاره شدند. آنهایی که داخل افغانستان ماندند و آنهایی که آواره شدند هر کدام به نحوی، در مشکلات و بدبختی‌ها غوطه‌ور شده و با تمام توان و تلاش سعی در زنده‌ نگهداشتن خود و خانواده‌ داشته و دارند.

آواره‌گی‌ و مهاجرت، از دست دادن عزیزان، طعنه و زخم زبان شنیدن از خودی و بیگانه، مشکلات روحی و روانی، از بین رفتن استعدادها و... همه و همه ثمرات چند دهه جنگ‌های خانمان‌سوز داخلی و بین‌المللی در افغانستان است. به یقین می‌توان گفت که، هیچ ملتی مانند ملت رنج کشیده و بلادیده افغانستان، در جهان نمی‌توان یافت که این همه بدبختی و بیچاره‌گی را تحمل کرده باشد و یا توانایی تحمل آن را داشته باشد.

حال با تمام این حوادث ـ که بیش از این، قلم را توانایی توصیف آن همه مشکلات و سختی‌ها را نیست ـ باید توجه داشت که، با توجه به شرایط پیش آمده در کشور عزیزمان افغانستان، که بعد از آن همه سختی‌ها، وضعیتی نسبتاً آرام و ثبات تا حدودی مطلوب در آن حاکم است، باید تمامی اقشار ساکن و غیرساکن در افغانستان، دست در دست یکدیگر داده و با تمام توان در مسیر رشد و توسعه افغانستان سعی و تلاش نمایند. و در این مسیر با ایثار و از خودگذشتگی، در جهت رشد و توسعه افغانستان عزیز با گام‌های استوار و پرقدرت به حرکت خود ادامه داده و از هر گونه منافع شخصی پرهیز نماییم.

ملت افغانستان در کارنامه چند دهه گذشته خود نقاط بسیار قوت و مثبتی دارد که جهانیان را حیرت‌زده نموده است و فریاد آفرین همه را بلند نموده است. لذا با توجه به این مسائل، شرایط فعلی افغانستان بسیار حسّاس و استراتژیک است، چرا که هرگونه اشتباه و کم‌کاری در این برهه از زمان، می‌تواند آثاری بس ویرانگر‌تر و بدتر از گذشته برای ما به ارمغان بیاورد.

در شرایط فعلی از مسائل مهم و زیربنایی رشد و توسعه افغانستان، ارائه طرح و برنامه‌هایی است که اولاً بتواند خلا‌ء‌ موجود را بزودترین فرصت پر نماید و در ثانی، کشور عزیزمان افغانستان، بتواند مسیر رشد و توسعه را در کمترین زمان طی کند. برای رسیدن به این اهداف تشکیل مراکز علمی و تحقیقاتی با هدف ارائه طرح‌ها و پلان‌های کارشناسی شده از سوی متخصصین، در ابعاد مختلف و مورد نیاز توسعه افغانستان به مراکز و ادارات دولتی و غیردولتی به جهت عملیاتی‌سازی نمودن آنها، از مهمترین ابزار لازم و کارآمد برای رسیدن افغانستان به چشم‌اندازهای مطلوب آینده است.

بر این اساس، پیشنهاد می‌شود تا محصلان، اندیشمندان دلسوز و متخصصان متعهد دست در دست یکدیگر داده و با تشکیل مراکز مطالعاتی و پژوهشی در تمامی بخش‌های مورد نیاز کشور از قبیل: سیاسی، فرهنگی، آموزشی، اجتماعی، رسانه‌ای، بهداشتی، و... باشند. که از این رهگذر، اولاً نیازهای جامعه خویش را شناسایی نموده و ضمن بررسی مشکلات و آسیب‌های فراوان حاکم بر فضای فعلی کشور، در صدد ارائه طرح‌های اجرایی و عملیاتی البته با قید کارشناسی شده، برای رسیدن به جامعه‌ای مطلوب و توسعه‌یافته در ابعاد مختلف باشیم. چرا که اساسی‌ترین نیاز برای توسعه و رشد یک جامعه، خصوصاً کشوری مانند افغانستان که چند دهه در گرداب تحولات سیاسی و نظامی داخلی و خارجی گرفتار بوده است، طرح‌های مطالعاتی دقیق و کارشناسی شده است که می‌تواند برای بهبود وضعیت فعلی و رسیدن به آینده‌ای روشن، بهترین مسیر باشد. باید توجه داشت که در فضای فعلی جامعه افغانستان هر گونه سعی و تلاش در جهت رفع مشکلات مردم رنج‌کشیده افغانستان، می‌تواند اندوهی هر چند ناچیر را از چهره‌ای بزداید و مورد رضایت حق تعالی(جل‌جلاله) و ذخیره آخرت و مایه افتخار حاضرت باشد.

و از سویی ما که خود را پیرو سنت و سیره پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) میدانیم، باید این گفتار آن حضرت را برای خود تابلو کرده و بر دیوار روح و ذهن خویش بچسبانیم که ایشان فرمودند:

کسی که به فکر اصلاح امور مسلمین نباشد، مسلمان نیست.

لذا وظیفه هر شخص مسلمان و با ایمان است که هر لحظه و هر ساعت در مسیر حل مشکلات جامعه رنج کشیده افغانستان سعی و تلاش نماید و الا...

با توجه به اعتقاد ما مسلمانان مبنی بر کامل بودن دین اسلام و ارائه راه های رسیدن به سعادت برای همه جوامع بشری تا به قیامت، مردم و مسئولین کشور عزیزمان افغانستان نیز میتوانند با استفاده سخنان پرمحتوای بزرگان دین و دقت در آیات الهی، راه سعادت و توسعه و کمال را شناخته و بکار بندد. که بشریت را، راهی و پناهی به جز قرآن و معارف نبوی نخواهد بود. لذا به این منظور آیه ای از قرآن کریم و حدیث گرانبهایی از حضرت امام باقر(علیه السلام) را پایان بخش نوشتارم قرار میدهم.

خداوند متعال در سوره عنکبوت آیه 69 می‌فرماید:

« وَ الَّذينَ جاهَدُوا فينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنين‏»

«كسانى را كه در راه ما مجاهدت كنند، به راه‏هاى خويش هدايتشان مى‏كنيم، و خدا با نيكوكاران است‏.»

خداوند متعال به کسانی که در مسیر او سعی و تلاش و مجاهدت نمایند، وعده نصرت و هدایت داده است. یعنی اولاً کسانی که دست روی دست بگذارند و در مسیر سعادت خود و جامعه خویش حرکتی نشان ندهند، منتظر هیچگونه عنایت و رحمت الهی نباشند، و در ثانی خداوند متعال راه‌هایی صحیح و مسیرهای هموار و امن را به تلاشگران و حرکت کنندگان در مسیر خویش، یقیناً نشان خواهد داد.

در قسمت آخر آیه نیز این افراد را جزء بندگان نیکوکار خویش قرار داده است، که این نیز برای انسان، عامل و انگیزه بیشتر در جهت حرکت و تلاش در مسیر رشد، کمال و سعادت خود و دیگران می‌باشد.

حضرت امام باقر7 در حدیثی ارزشمند، کمال، سعادت و موفقیت را در سه‌ چیز می‌دانند:

«الکمال کل الکمال، التفقه فی الدین و الصبر علی النائبه و تقدیر المعیشة»

تمام کمال و سعادت و موفقیت در سه چیز است:

1ـ دین فهمی و دین‌شناسی

2ـ صبر بر مشکلات و مصیبت‌ها

3ـ طرح و برنامه مدوّن در امور معیشت و زندگی
در این حدیث ارزشمند که به یقین می‌توان گفت عصاره و نتیجه چند کتاب جامعه‌شناسی و مدیریت می‌باشد، حضرت امام باقر(علیه السلام) ابزار لازم و ضروری رسیدن یک انسان و یک جامعه را به سعادت و موفقیت بسیار دقیق و زیبا به تصویر می‌کشند. و در سه جمله کوتاه پیامی بزرگ و با ارزش به جهانیان هدیه می‌دهند.

اگر نگرش خود را به دین اصلاح کنیم و بدانیم که دین یک طرح و برنامه کارشناسی شده از سوی خداوند متعال،
برای رسیدن به یک زندگی‌ ایده‌آل و مطلوب است،که هیچ‌گونه خطا و اشتباه در آن راه ندارد، لذا خواهیم دانست که چرا آن حضرت یکی از کاملترین کمالات را، دین فهمی و شناخت دین عنوان نموده‌اند. زیرا اگر دین را نشناسیم، هر کس با ادعای دینی بودن، می‌تواند سرمان را کلاه گذاشته و یا اینکه مسائل باطل را با نام دین به خورد ما بدهد. غفلت از دین‌فهمی و دین‌شناسی کار را به جایی می‌رساند که به نام دین و با استدلال از قرآن، کشتار انسان‌های بی‌گناه را ثواب و وسیله نقلیه‌ای برای رسیدن به بهشت و قرار گرفتن در جوار پیامبر گرامی اسلام(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) می‌شمارند که در این مسیر حتی کودکان را نیز، ابزار انتحاری و انفجاری خود قرار می‌دهند. در حالیکه ما معتقدیم پیامبر گرامی اسلام(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) رحمت للعالمین بوده است و هیچگاه به آزار و اذیت مخلوق خدا ـ حتی اگر مسلمان نباشد ـ راضی نمی شد.

در قسمت دیگر حدیث، مسأله صبر بر مشکلات عنوان شده است که پرواضح و روشن است که، رسیدن به قله‌های سعادت و خوشبختی مشکلات و مصائبی را به همراه دارد که صبر در مقابل آنها، می‌تواند توان و انرژی‌مان را برای رسیدن به هدف حفظ نموده و بیشتر کند. البته در معنای صبر هم باید تأمل نمود که صبر نه اینکه دست روی دست گذاشتن باشد، بلکه یعنی ذخیره‌سازی انرژی و شارژ مجدد نیرو و توان خویش، برای حرکتی دوباره به سمت هدف است که لازمه هر موفقیت خواهد بود.

در قسمت آخر حدیث، آن حضرت به تقدیر معیشت و حد و اندازه‌گیری در زندگی، سفارش می‌فرمایند که منظور همان برنامه‌ریزی برای زندگی در همه ابعاد آن، اعم از اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، خانوادگی، فرهنگی و... به منظور رسیدن به قله‌های کمال و سعادت است. پرواضح و روشن است که زندگی بدون برنامه، تدبیر و تقدیر چیزی جز سرگردانی و تحیر و نتیجه‌اش نیز جز بدبختی و هلاک نخواهد بود.

امید است که جامعه‌ رنج کشیده ما و بویژه متخصصین و دانش‌آموخته‌گان افغانستان با توجه به وظیفه انسانی و ایمانی خویش و با استعانت از خداوند متعال و تکیه بر قرآن و سنت نبوی، راه سعادت و کمال خویش را شناخته و به نحو احسن طی طریق نماید و انشاءالله به سرمنزل مقصود و مطلوب برسد.

+ نوشته شده در  2011/7/4ساعت 16:42  توسط علی اصغر سلطانی هروي  | 

خلاصه و چکیده:

«جهانی‌شدن»، به عنوان زمینه ساز و مقدمة«جهانی‌سازی»، از موضوعاتی است که امروزه مورد توجه اندیشمندان در حوزة مطالعات دینی ـ سیاسی می‌باشد؛ به همین دلیل، در فرهنگ و ادبیات معاصر، از این عصر و زمان، با عنوان«عصر جهانی‌شدن»، «عصر منجی‌گرایی» و«عصر آخرالزمان» تعبیر می‌شود. جهانی‌شدن، مسئله‌ای است که مجامع علمی تحقیقاتی بسیاری، به آن پرداخته‌اند. در این میان اندیشمندان مسلمان، خصوصاً اندیشمندان شیعه، به جهت ارتباط این مسئله با برخی از گزاره‌های دینی و مذهبی، از زوایای مختلف به آن پرداخته‌اند.

شیعه و جهانی شدن: علی سلطانی هروی

بررسی نظریة «جهانی‌شدن» و «جهانی‌سازی» که فعلاً غرب داعیه‌دار آن است و مقایسة آن با دکترین«جهانی‌سازی الهی مهدوی» و«حکومت جهانی حضرت مهدی موعود»، که نظریه اسلامی شیعی است و انبیاء الهی، هرکدام به آن بشارت داده‌اند، می‌تواند نقش بسزایی در نظریه پردازیها و تصمیم‌گیریهای جوامع اسلامی، پیرامون این مسئله مهم در عصر حاضر، ایفا نماید.

هدف ما در این نوشتار، بررسی و مقایسه دکترین جهانی‌سازی مهدوی شیعی با جهانی‌شدن و جهانی‌سازی مدل غربی، می‌باشد. برای رسیدن به این هدف، به بررسی و تحلیل ماهیت این دو نظریه، مؤلفه‌ها، ویژگیها، ظریفت ها و نقاط ضعف و قوت هر یک، خواهیم پرداخت.

در پایان، خواهیم گفت که جهانی‌شدن و جهانی‌سازی مدلِ غربی، هم از جهت تئوری مؤلفه‌های لازم را ندارد و هم در مرحله پیاده‌سازی، اساساً ظرفیتهای لازم برای اجرایی شدن را نداشته و یقیناً، تحقق آن امکان‌پذیرنخواهد بود؛ اما در مقابل، با توجه به مبانی دین مبین اسلام و آموزه های مکتب تشیع می‌توان گفت که، جهانی‌شدن و جهانی‌سازی مدلِ اسلامی شیعی، که در قالب «حکومت جهانی مهدوی» طرح شده است، چه از حیث تئوری و چه از جهت عملیاتی و اجرایی‌شدن، تمام مؤلفه ها، ابزارهای لازم و ظرفیتهای مورد نیاز را برای سعادت بشر، دارا بوده و به یقین نیز، تحقق خواهد یافت.

+ نوشته شده در  2011/6/21ساعت 16:52  توسط علی اصغر سلطانی هروي  | 

همايش اسلام، ارزشهاي ديني و جهاني شدن كه طي چند ماه گذشته فراخوان مقالات علمي آن انجام گرفته و نشست افتتاحیه آن در ماه حوت(اسفند) سال ۱۳۸۹ برگزار شده بود، روز پنجشنبه ۲۲ ثور(اردیبهشت) ۱۳۹۰ خورشيدي در مشهد مقدس با حضور پروفسور اختر مهدي رئيس دپارتمنت زبان و ادبيات فارسي دانشگاه لعل هندوستان و دكتر خرمشاد رئيس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي در مجتمع آموزش عالي جامعة المصطفي برگزار شد.

علي سلطاني هروي

در اين همايش حدود ۱۰۰ مقاله علمي پيرامون موضوعات مرتبط با عنوان همايش ارائه شده بود. همايش بصورت منطقه‌اي و در سطح دانشگاهها و مراكز آموزش عالي برگزار شد.

علي سلطاني هروي، رتبه سوم همايش

اينجانب نيز با ارائه مقاله با عنوان:

<<شيعه و جهاني شدن؛ بررسي و مقايسه دکترین جهاني سازي مهدوي و جهاني سازي غربي>>

در قالب ۵۰ صفحه در اين همايش شركت نمودم كه به لطف خداوند منان و عنايت ائمه معصومين عليهم السلام و سعي و تلاشي كه در حد توان داشته‌ام، جزء رتبه های برتر انتخاب شدم.

ضمنا به همه دوستان دیگری هم که در این همایش رتبه آوردند تبریک عرض میکنم.
+ نوشته شده در  2011/5/15ساعت 12:29  توسط علی اصغر سلطانی هروي  | 

برترين‌های همايش «اسلام، ارزش‌های دينی و جهانی شدن» تقدير شدند

گروه بين‌الملل: برترين‌های همايش اسلام، ارزش‌های دينی و جهانی شدن، 22 ارديبهشت با حضور «اختر مهدی»، رئيس دپارتمان زبان و ادبيات فارسی دانشگاه لعل نهرو هندوستان و «محمدباقر خرمشاد»، رئيس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی كشور تجليل شدند.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) شعبه خراسان رضوی، در اين همايش حجت‌الاسلام «سيدحسين هاشمی»، با مقاله جهانی شدن به روايت اسلام و غرب، حجت‌الاسلام «محمدعلی فكوری»، با مقاله دين و جهانی شدن، تقابل يا تعامل و «علی سلطانی‌هروی»، با مقاله شيعه و جهاني شدن؛ بررسي و مقايسه دکترین جهانی‌سازی مهدوي و جهانی‌سازی غربی به ترتيب حايز رتبه‌های اول تا سوم شدند.

همچنين «محمد لعل عليزاده»، با مقاله تأثير جهانی‌شدن بر ارزش‌های دينی، «عبدالحسين نوری»، با مقاله جهانی‌شدن و ارزش‌های دينی و «حوری بيانی»، با مقاله جهانی‌شدن و فمينيسم عناوين چهارم تا ششم را به خود اختصاص دادند.

يادآوری می‌شود، «فاطمه حسينی»، با مقاله نقش عقل در پويايی دين و جهانی شدن، «سيدمحمد آغارضوی»، با مقاله اسلام و چالش‌های جهانی شدن، «خديجه حميدی» با مقاله اسلام و جهانی‌شدن و «عادل البدری» با مقاله المسلمون والعولمه به ترتيب رتبه‌های هفتم تا دهم را از آن خود كردند.

قابل ذكر است كه در متن خبر در عنوان مقاله اشتباه شده بود كه تصحيح شده است.

منبع خبر: خبرگزاري قرآني ايران

+ نوشته شده در  2011/5/14ساعت 12:47  توسط علی اصغر سلطانی هروي  | 

تاریخ بشریت سرتاسر پر از حوادث و جار و جنجال های مختلف. اما مهمترین مسئله ای که بشریت دائماً با آن سر و کار داشته، مسئله دین و مذهب بوده است. از آنجا که دین و مذهب مسئله ای فطری است، لذا تاریخ زندگی بشر هیچگاه از آن خالی نبوده است.

بشريت در طول تاريخ پراز فراز و نشيب خويش، نسبت به اين پديده فطري يعني دين و مذهب، برخوردهاي متفاوتي داشته است. در برهه‌اي از تاريخ وابستگي شديدي به آن داشته است. در قسمتي ديگر از تاريخ، كاملاً از آن دور شده است و گاهاً نيز مطابق با شرايط زندگي خويش، برخوردهاي ديگري داشته است.

جهان بشريت از زماني كه به تكنولوژي‌ها و فن‌آوري هاي نوين دست يافت، كم كم با دين و مذهب و معنويت خداحافظي كرد و از مسير توحيد و فطرت جدا شده و به بيراهه كشيده شد. انقلاب صنعت و تكنولوژي، بشريت را متكبر و مغرور ساخت و دست‌آوردهاي علمي و صنعتي كه نقش مهمي در متحول ساختن زندگي انسان داشت، توانست انسان را به جايي برساند كه ادعا كند:

من خود به تنهايي مي‌توانم قله‌هاي سعادت و كمال را در زندگي خويش طي كنم و در اين مسير به دين و خدا احتياج ندارم.

اما بايد توجه داشت، از آنجا كه دين پديده‌اي فطري است و بشريت همواره در هر حالي محتاج به آن است و نقش اساسي و زيربنايي در سعادت و موفقيت دنيا و آخرت انسان دارد، لذا هر چه از اين پديده دور شود، احساس نياز به آن در او شديدتر مي‌شود و با اينكه در مسائل مادي و لذت‌هاي دنيايي غوطه‌ور است، اما احساس خلاء و كمبودي در خود مي‌نمايد كه با هيچ چيز مادي پر شدني نيست.

در عصر حاضر كه بشريت زندگي صنعتي و آميخته با تكنولوژي و فن‌آوري‌هاي نوين را در چند دهه تجربه نموده است، به اين نتيجه رسيده كه خلاء مهمي در زندگي خود دارد، تا جايي كه آرامش و راحتي را از زندگي انسان گرفته است.

اين مسأله نياز به دليل و استدلال آنچناني نخواهد داشت، چرا كه اگر كمي به اطراف خود و وضع زندگي انسان در سراسر جهان دقت داشته باشيم، درخواهيم يافت كه انسان در بحراني عظيم بسر مي‌برد. بحران عدم معنويت در زندگي انسان مدرن، توانسته او را زمين‌گير كند. زيرا از سويي مشكلات و گرفتاريهاي مختلف انسان در عصر حاضر و از سويي عدم كارايي صنعت و تكنولوژي مدرن در جهت حل آنها، انسان را به پوچ‌گرايي و نيهيليسم سوق داده است.

بحران پوچ‌گرايي و نيهيليسم به حدي است كه آمار خودكشي‌ها رو به افزايش بوده و انسان‌هايي از طبقات و اقشار مختلف جامعه بشري به دليل رسيدن به بن‌بست در زندگي، دست به انتحار مي‌زنند به اميد اينكه از اين همه مشكلات و گرفتهاري‌ها نجات يابند. غافل از اينكه تازه اول راه است و مسير زندگي ابدي خويش را كليك كرده‌اند.

ظهور مكاتب فكري جديد و عرفان‌هاي نوظهور با افكار و گرايش‌هاي متفاوت در عصر ما نيز، پاسخي به همين نداي فطري انسان است. كه البته اگر بشريت در مسير تحقيق مسير حق و هدايت واقعي نباشد، چه بسا در گرداب و بحران ديگري كه همانا، بحران مكاتب فكري و دين و عرفان‌هاي غير واقعي و كاذب در عصر حاضر، افتاده و زندگي ابدي و آخرت خويش را خراب كند.

بشر بعد از مدتها دوري از معنويت و دين و مذهب، در پاسخ به نداي فطرت خويش در عصر حاضر به سوي معنويت و دين و مذهب گرايشي مجدد يافته است و دست خود را خودآگاه يا ناخودآگاه بسوي خدا دراز نموده است، كه خود جاي اميدواري و بسي خوشحالي است. اما نبايد غافل شد كه دنيا طلبان و آنانكه دين و معنويت را سدي در مقابل اهداف شيطاني خويش ميدانند، براي نيل به اهداف شوم خويش، عرفان‌ها و مكاتب عرفاني كاذبي را بنيانگزاري نموده و به طرفندهاي مختلف و در قالب‌هاي زيبا و جذاب به خورد بشريت و خصوصا نسل جوان داده تا آنان را ،سرگرم نمايند و خود به حكومت و غارت و سلطه بر جهان بپردازند.

عصر حاضر را می توان به عصر مکاتب و فرقه های دینی مذهبی كاذب نیز نامگذاری نمود. زیرا وقتی به اطراف و اکناف عالم توجه می کنیم، از هر جایی گروهی با ایده ها و افکار و ایدئولوژی های خاص خود، دیگران را با روشهای مختلف و در قالب هاي متفاوت، بسوی خود جذب مینمایند.

ظهور مكاتبي همچون شيطان پرستي و كاباليسم و...، همه بر همين اساس بوده است تا از يك سو، جوانان تازه گرايش يافته به دين و مذهب و معنويت را، و از سوي ديگر دينداران و خصوصاً مسلمانان را با اين عرفانهاي مبتذل به سوي خود جذب نموده و از دين و معنويت واقعي كه همانا اسلام و مكتب وحياني شيعه مي‌باشد، دور سازند. با این وجود میتوان تصور کرد که انسان در عصر حاضر و خصوصاً قشر جوان جامعه، برای انتخاب راه و مسیر زندگي موفق، چه سختیها و مشکلاتی را باید تحمل نمایند.

براین اساس لازم است انسان بخشی از فعالیتهای علمی خویش را، تحقیق پیرامون مکاتب فکری و ادیان و مذاهبی که در اطراف او وجود دارند، اختصاص دهد، زیرا هیچ کس نمی تواند ادعا کند که من به هیچ دین و مذهب و مکتب فکری وابسته نیستم.

تا ادامه مطلب در پستهای بعدی، خدانگهدار!

+ نوشته شده در  2011/3/30ساعت 11:8  توسط علی اصغر سلطانی هروي  |